تمام عصر

ایستاده است و

منتظر

که ما

ورق بزنیم .

می مانیم اما

جای اول

در تمام عصر.

 

بیاید

یا نیاید قطاری

توقفی هزار ساله است

در ایستگاه آغازین

صبح و

ظهر و

شام

به تماشای چشم اندازهای رفته

که گذشته اند و

بی بازگشت.


ایستگاهی پُر
و قطاری که
می رود بی ما .
 

 

بیا برویم
(صدایی می گوید)

این قطار می رود و

می رسد

به ایستگاه های دیگر و

بر نمی گردد

نه بعد

نه عصر
نه ...