چشم گشود
پنجره ی عاشق و
در گوش نسیمی
که شوقِ شرق داشت
به نجوا سر داد
سرودی.

پرده ای درید و
دختری گیسو افشان
لغزید به بام .

هزار کبوتر
آسمان شهر را
به سپیده رساندند ؛
از چشم ها ی تماشا !