سرود پنجره
چشم گشود
پنجره ی عاشق و
در گوش نسیمی
که شوقِ شرق داشت
به نجوا سر داد
سرودی.
پرده ای درید و
دختری گیسو افشان
لغزید به بام .
هزار کبوتر
آسمان شهر را
به سپیده رساندند ؛
از چشم ها ی تماشا !
پنجره ی عاشق و
در گوش نسیمی
که شوقِ شرق داشت
به نجوا سر داد
سرودی.
پرده ای درید و
دختری گیسو افشان
لغزید به بام .
هزار کبوتر
آسمان شهر را
به سپیده رساندند ؛
از چشم ها ی تماشا !
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۳۹۱/۰۷/۰۴ ساعت 13:59 توسط اصلان قزللو
|
شاعر نویسنده و منتقد ادبی