آخرین شعر، برای غلامرضا بروسان و الهام اسلامی که آخرین شعرشان را در جاده جا گذاشتند

روزی که

خورشید

مترسک آسمان شد،

زمین،

 دیوانه ای گیج

دور خودش گشت.

 

جاده ایستاد .

شاعری

آخرین برگش را

جا گذاشت

کنار درختی پاییزی

و ما

وامانده از تاویل

خیره بر زمین ،

بر همان مدار گشتیم!

بشنوید این شعر را:

http://ghezel.podbean.com/


آواز یقین

 

لبخندم را

بر اولین درخت خشکیده ی جنگل

خواهم رویاند

تا گنجشک ها

 در آوردن روشنایی

لحظه ای، آواز تردید سر ندهند!

 (از مجموعه ی "به همه ی زبان ها")