اتفاق

 

 فنجان قهوه است
همیشه
اتفاقی که می افتد.
نوشیدنش
اجبار و
تحمل تلخی اش
نا گزیر!

گاهی
فقط گاهی
می شکند تلخی اش را
قاشقی شکر!


ناخوانا

 

ما که روزها
با زبان خورشید سخن می گفتیم
با دریا و
شب ها
با زبان ماه
شگفتا
هیچ مردابی را
نخواندیم
با تمام آیینه گی اش
سال ها سال !