حس سبز

یک حسّ سبز
دست می کشد
به دل سنگ و سبزه ها
از خنده های سبز
سنگ دلش
آب می شود.
رد می شود
آهسته
از کنار بید
سرشاخه از امید
دل گرم می شود.
ها می کند
به تن سرد کوه برف
از شرم
قطره
قطره
یخش آب می شود.
پر می کشد
میان کوچه
نفس های یاس وناز
پر می شود بهار
در تار و پود ساز
بیدار می شود
امید
در خواب ،
یأس و بیم
پر می زند دلم
به هوای روز نو
نو روز می شود.
دوستان، همراهان!
سال 88 با تمام تلخی ها و شیرینی هایش گذشت.
سال 89 را با امید به زندگی و عشق آغاز می کنیم .
برایتان دل خوش و روزگار سبز آرزو می کنم.
+ نوشته شده در شنبه ۱۳۸۸/۱۲/۲۹ ساعت 9:28 توسط اصلان قزللو
|
شاعر نویسنده و منتقد ادبی