تبليغاتX
آبی

داس

امشب

سقف آسمان را

آن قدر کوتاه کرده اند

که داس ماه

گردنت را

       قطع کند

خمیده تر برو

بر پشت بام

!! نوشته شده توسط اصلان قزللو | 7:38 | دوشنبه 1388/04/08

طوفان

می بالد و

می خندد و

می آشوبد و

به تماشا می نشیند

                  جهان را

جرات به گل نشستن ندارد

                        این ساقه

در طوفان های پیاپی خردادی!

 

!! نوشته شده توسط اصلان قزللو | 20:22 | پنجشنبه 1388/04/04

شب آخر

"شب آخر"

هنوز

از رویای دیشب

                  سرمستم

خانه ها بیدار

کوچه ها بیدار

خیابان بیدار

 

نگاه ها مهربان

حرف ها مهربان

قلب ها مهربان

 

مردها عاشق

زن ها عاشق

کودکان عاشق

 

حالا می فهمم

چرا همه حق داشتند

آخرین شب آزادی را نخوابند

در این شب سفید!

 

فردا

به فکر برافراشتن سیاه چادر خود است.

!! نوشته شده توسط اصلان قزللو | 13:28 | سه شنبه 1388/04/02

توهم

کلاغ پیر

در آبگیر دیشب

               پر می شوید:

"فردا

     جشنی به پا خواهم کرد"

از ذهنش می گذرد!

رو در روی چشم های طلایی خورشید

!! نوشته شده توسط اصلان قزللو | 9:9 | دوشنبه 1388/04/01

تفسیر

زندگی ات را

              خلاصه کن

در جمله ای کوتاه

تا هرکس بخواندش

و تفسیرش کند

در قالب شعری سپید

یا داستانی بلند

!! نوشته شده توسط اصلان قزللو | 9:3 | دوشنبه 1388/04/01

گذر از تنهایی

تنها

با دو فنجان چای تازه دم

از تنهایی می گذرم:

یکی را من می نوشم

                     این سو

دیگری را هم

آن سو

 

 

این بار

من

 توام.

!! نوشته شده توسط اصلان قزللو | 8:45 | یکشنبه 1388/03/31

شاید بارانی شدیم

ابرهای سیاه

که راه بیفتند

بادیدن ستاره ها

دلشان روشن می شود و

گریه شان را که

خالی کردند

خنده های رعد و

و چشم های برقشان

شب را

بیدار خواهد کرد.

تو هم

پوستین سیاهت را

در بیاور

بیا با گل ها

 لبخندی بزنیم

دنیا را چه دیدی؟

شاید بارانی شدیم و

سبزه ای از دلمان

رست!

!! نوشته شده توسط اصلان قزللو | 8:44 | یکشنبه 1388/03/31

قطار

در قطاری

که به خاموشی و ظلمت

                                              می رفت

می دویدیم

               به دروازه ی نور

آخرین کوپه هنوز

کور سویی

              می زد سو

دو خط ریل رسیدند به هم

آخر خط بودیم

ایستگاه آخر

 

در قطار دلمان

تونلی پیدا بود

رو به روی خورشید

!! نوشته شده توسط اصلان قزللو | 8:41 | یکشنبه 1388/03/31

ققنوس

چه کوتاه است

بهار این دشت های داغ

گل می کند و

می شکوفد و

خاکستر نشین می شود

این ققنوس

هر چهار سال

                یک بار!

!! نوشته شده توسط اصلان قزللو | 8:40 | یکشنبه 1388/03/31

گریه

چه گریه ها می کند

به حال مرداب پیر

ابر بهاری

که هیچ گاه

دریا را نخواهد دید.

!! نوشته شده توسط اصلان قزللو | 8:29 | یکشنبه 1388/03/31

RSS

border="0" ALT="Google" align="absmiddle">